همه مطالب

بهترین سمفونی های آهنگسازان زن

بهترین سمفونی های آهنگسازان زن

بهترین سمفونی های آهنگسازان زن

بهترین سمفونی های آهنگسازان زن تا به امروز به طور گسترده مورد توجه قرار گرفته‌اند، در حالی که در گذشته این مسئله به نظر ممکن نمی‌آمد. در زیر، تعدادی از برجسته‌ترین سمفونی‌های آهنگسازان زن آورده شده است:

  1. “Symphony No. 1” از فانیا مندلسوهن
    • فانیا مندلسوهن، آهنگساز روس، با سمفونی‌های خود از جمله “Symphony No. 1” توانسته است تأثیرگذاری بسیار زیادی داشته باشد.
  2. “Symphony in E Minor” از فلورانس پرای
    • آهنگساز و پیانیست آمریکایی، فلورانس پرای، با سمفونی‌هایی نظیر “Symphony in E Minor” به عنوان یکی از مهمترین شخصیت‌های موسیقی کلاسیک زن شناخته شده است.
  3. “Symphony No. 1” از الزا رید
    • الزا رید، آهنگساز نروژی، با اثرات ماندگاری همچون “Symphony No. 1” به جایگاهی ویژه در دنیای موسیقی کلاسیک دست یافت.
  4. “Symphony No. 1” از آمیلیا سیگوردسون
    • آمیلیا سیگوردسون، آهنگساز سوئدی، با سمفونی‌های خود از جمله “Symphony No. 1” به شناخته شدگی واقعی دست یافت.
  5. “Symphony No. 2” از الیزابت مکنتایر
    • الیزابت مکنتایر، آهنگساز کانادایی، با سمفونی‌های گوناگون خود از جمله “Symphony No. 2” به تنهایی نشان داده که می‌تواند در دنیای سمفونی‌ها به عنوان یک صدا به حساب آید.

تنها به دلیل این که تعداد زنان آهنگساز در لیست “۵۰ سمفونی بزرگ” محدود بود، به هیچ وجه ارزش موسیقی آنان کاهش نمی‌یابد. این موسیقی‌ها تنها یک نمونه از ثروت هنری زنان در دنیای موسیقی کلاسیک هستند.

اولین زنی که سمفونی نوشت چه کسی بود؟

در قرن هجدهم، زمانی که ایده سمفونی در حال شکل گیری بود و اورتور اپرای ایتالیایی، کلیسای باروک، تجهیزات نورپردازی تئاتر سونات مجلسی و کنسرتو ریپینو در حال ظهور بودند، یک نام برجسته به چشم می‌آید. ماریانا مارتینز (1744-1812)، آهنگساز، نوازنده هارپسیکورد، و خواننده وینی، این دوران را با موفقیت‌های بزرگ خود در حوزه موسیقی آوازی زندگی کرد.

ماریانا مارتینز درس‌های موسیقی خود را نزد هایدن گرفت و با موتزارت هم دوئت پیانو نواخت. او به عنوان یک نوازنده و آهنگساز ویژه در زمان خود شناخته شد. در سال 1770، مارتینز با تجسم پیشرفت‌های خود در عرصه موسیقی، پرچم نخستین زن سمفونیست را برافراشت. سمفونی پر جنب و جوش ماریانا مارتینز، معمولاً به نام اوورچر یا سی اشاره می‌شود، احتمالاً نخستین سمفونی نوشته‌شده توسط یک زن محسوب می‌شود. این اثر نشان از نوآوری و توانمندی او در دنیای موسیقی دارد و به عنوان یک گام مهم در تاریخ زنان سمفونیست تلقی می‌شود.

بهترین سمفونی آهنگسازان زن

بهترین سمفونی‌های آهنگسازان زن تا دهه ۱۸۴۰ از طریق اثرات لوئیز فارنک و امیلی مایر به ویژه برجسته شدند. لوئیز فارنک، پیانیست و آهنگساز فرانسوی، با نوشتن سه سمفونی به جلوگیری از این حوزه برخاست. در سال ۱۸۴۱، پس از شنیدن اثر اولین سمفونی او، هانری بلانچارد منتقد نوشت: «استعداد استثنایی او… احساس ملودی را با علم صدا پیوند می دهد.» سمفونی سوم او، که در ۱۸۴۷ برنامه‌ریزی شد، به همراه سمفونی پنجم بتهوون اجرا شد.

لوئیز فارنک، پیانیست پرکار و یکی از اولین اساتید زن در کنسرواتوار پاریس، علاوه بر مهارت در نواختن پیانو، با درس‌های آهنگسازی آنتون ریشا دوست نزدیک بتهوون، توانست به عنوان یک زن آهنگساز نیز شناخته شود. او به خوبی به سازهای بادی نواختن آموخت و با ترکیب موسیقی ریتمیک و ملودی زیبا، سبک ارکستری قوی‌ای را ایجاد کرد.

از سوی دیگر، امیلی مایر نیز در آلمان به نوشتن سمفونی مشغول بود. او نه تنها یکی از پرکارترین آهنگسازان زن آلمانی دوران رمانتیک بود بلکه هشت سمفونی از آثار او باقی مانده است. موسیقی او گسترده در آلمان و اتریش پخش شد و او به عنوان مدیر آکادمی اپرا در برلین فعالیت می‌کرد.

تعدادی از سمفونی‌های امیلی مایر به دلیل گم شدن در طول زمان، اما تازه‌ترین بازسازی‌ها نیز در دسترس قرار گرفته‌اند. آلبوم CPO در سال 2020 شامل ضبط شده‌های سمفونی‌های اول و دوم او می‌شود. امیلی مایر، با تأثیرگذاری در دنیای موسیقی کلاسیک و نوآوری در آثار خود، به عنوان یکی از مهم‌ترین آهنگسازان زن تاریخ رمانتیسم آلمان شناخته می‌شود.

سمفونیست های زن بزرگ تر

در دوران رمانتیک، با گسترش ارکستر به مقیاس وسیع‌تر، سمفونی نیز توسعه یافت و آهنگسازان زن برجسته‌تری در این زمینه ظاهر شدند. یکی از آنان، آگوستا هولمس، نوازنده فرانسوی با تبار ایرلندی بود که سمفونی‌های دراماتیک و اشعار سمفونیک نوشت. او توانسته است با آثار خود تحسین بسیاری جلب کند، اما متاسفانه موسیقی او به ندرت در سالن‌های کنسرت مدرن شنیده می‌شود.

دورا پژاچویچ، آهنگساز کروات، نیز یکی از بزرگترین سمفونیست‌های زن بود. بهترین سمفونی های آهنگسازان زن او در سال ۱۸۸۵ در اشراف اروپای شرقی متولد شد و تنها سمفونی خود را در دوران جنگ جهانی اول نوشت. این سمفونی در زمان اجرا تحت تأثیر قرار گرفت و از آثاری پرتلاطم با پروازهای غنایی زیبا شناخته شد. این آثار شامل تناوب بین طوفان‌ها و تاریکی‌ها با پروازهای ملودیک و بافت مغناطیسی بود که الگار یا سزار فرانک را تداعی می‌کرد. پژاچویچ در سال ۱۹۲۳ در سن ۳۷ سالگی درگذشت.

ساکاری اورامو، رهبر ارکستر، نیز در نوامبر ۲۰۲۱، پیش از اجرای کنسرت و ضبط قطعه چهار موومان از سمفونی پژاچویچ خبر داده و این موسیقی را با توجه به احساس شخصیتی سرسخت و اعتماد به نفس آن توصیف کرده است.

آهنگسازان زن آمریکایی

آمریکا در اواخر قرن نوزدهم میزبان گسترش سمفونیک و همچنین ظهور آهنگسازان زن برجسته بود. یکی از نخستین آهنگسازان زن آمریکایی که در این زمینه به چشم می‌آید، امی بیچ بود. او به عنوان اولین زنی شناخته شد که یک سمفونی توسط ارکستر بزرگ آمریکایی اجرا شد. سمفونی “گالیک” او با استفاده از آهنگ‌های محلی ایرلندی، هویت‌های فرهنگی مختلف آمریکا را در خود جای داد و از توجه و ارادت همسالان مردش بهره‌مند شد.

فلورانس پرایس، آهنگساز و پیانیست زن آفریقایی‌آمریکایی نیز با سمفونی شماره 1 خود به عنوان برنده جایزه برتر مسابقه Wanamaker، نقش بزرگی در تاریخ سمفونیک آمریکا ایفا کرد. این سمفونی با اجرای ارکستر سمفونیک شیکاگو در سال ۱۹۳۳، برای اولین بار، یک سمفونی یک آهنگساز زن آفریقایی‌آمریکایی را به گوش‌های عمومی آورد. پرایس با این اثر نه تنها هویت‌های فرهنگی مختلف آمریکا را به تجسم درآورد بلکه نشان داد که زنان نیز می‌توانند در این زمینه‌ها به برتری برسند.

تلاش‌ها و آثار آهنگسازان زن آمریکایی همچنان ادامه داشته و در تاریخ موسیقی آمریکا به عنوان شاهکارهای مهم شناخته شده‌اند.

آهنگسازان زن بزرگ

در نیمه اول قرن بیستم، زنان آهنگساز نقش بسزایی در آفرینش موسیقی سمفونیک با چند موومانه داشتند، و این افراد به عنوان نمونه‌های بارز به شمار می‌روند. روث گیپس و گریس ویلیامز از جمله آهنگسازانی هستند که در این دوره سمفونی‌های چند موومانه می‌نوشتند. به همین ترتیب، آهنگسازانی تجهیزات نورپردازی تئاتر همچون اتل اسمایث نیز تجربه‌های خود را با ساخت آثار سمفونیک انجام می‌دادند.

در میان این آهنگسازان، اتل اسمایث با سمفونی “The Prison” که تفکرات فلسفی یک زندانی را به تصویر می‌کشد، به چالش‌های ایده‌آل‌گرایانه پاسخ داد. این سمفونی که شامل صداهای سوپرانو، بیس باریتون، گروه کر و ارکستر است، توسط اسمایث به عنوان “سمفونی سوپرانو، بیس باریتون، گروه کر و ارکستر” توصیف شد. این اثر با وزن و محتوای جدی خود، برخی از ایده‌های اسمایث را به نمایش گذاشت.

اتل اسمایث همچنین با سمفونی برای ارکستر زهی دوگانه خود در سال 1954 نشان داد که چگونه می‌تواند از ارکستر بهره ببرد و به ویژه در این قطعه، از این نسبت با ارکستر کمک گرفت. این سمفونی، با الهام از بارتوک و با طراحی ارکستری آن، یک اثر مهم و تأثیرگذار در دنیای موسیقی سمفونیک آمریکا به شمار می‌آید.

گالینا اوستولسکایا

گالینا اوستولسکایا، آهنگساز روسی، با سبک بی‌امان و آثاری که اغلب به عنوان اکسپرسیونیسم تقریباً نهایی اگزیستانسیال توصیف می‌شود، به عنوان “بانوی چکش” مشهور شده است. او از سال 1955 تا 1990 پنج سمفونی نوشته است، و آثارش به دلیل سختی بسیار و موسیقی غیرقابل سازش‌اش شناخته می‌شوند.

آهنگسازی که با موسیقی‌اش نقدهای فراوانی از سوی نوازندگان جلب کرده، موسیقی‌اش اغلب به عنوان یک پرتو لیزر توصیف می‌شود که می‌تواند فلز را سوراخ کند یا به عنوان سوختن با “شدت غیرانسانی و نیروی معنوی” توصیف شده است. آثار او شامل خوانندگان، سخنرانان، متون مذهبی و حتی یک مکعب چوبی برای ضربه‌زدن می‌شوند.

واسیلی پترنکو، رهبر ارکستر، میراث او را نمونه‌ای از اکسپرسیونیسم تقریباً نهایی اگزیستانسیال و یک فریاد فردی در برابر شرایط زندگی توصیف کرده است. او زندگی او را به عنوان یک جستجو برای آسایش معنوی در مقابل شرایط زندگی بسیار ناخوشایند توصیف کرده است. این آثار نشان‌دهندهٔ یک ادامه در تاریخ نویسندگی سمفونی تا دهه 1980 میلادی است.

متن بالا به زبان فارسی ست که ممکن است برخی از ویژگی‌های زبانی و هنری اصلی متن اصلی را باقی ندارد.

مورد خارق العاده مینا کیل

مینا کیل، آهنگساز 80 ساله، سمفونی‌اش را در بی‌بی‌سی پرومز به نمایش درآورد و مورد تشویق ایستاده حاضر شد. زندگی او با موسیقی از کودکی در لندن آغاز شده بود و از والدین یهودی روسی متولد شده بود. بعد از مدتی تحصیل در آکادمی سلطنتی موسیقی، تا چهار دهه به دلیل مشغله‌های زندگی نتوانسته بود به موسیقی متمرکز شود.

زندگی او تا زمانی که دو معلم جدید به نام‌های اولیور کنوسن و جاستین کانلی وارد زندگی او شدند، به طور قابل توجهی مداخله کرده بود. بهترین سمفونی های آهنگسازان زن این دو معلم توانستند با ایجاد یک آتش خلاقانه دوباره، او را به مسیر موسیقی بازگردانند. کیل از این تجدید نظر خود ابراز کرد: “احساس می‌کردم که دارم به پایان زندگی‌ام می‌رسم، اما اکنون احساس می‌کنم که تازه شروع کرده‌ام. احساس می‌کنم که دارم زندگی‌ام را برعکس می‌گذرانم.”

متن بالا به زبان فارسی ترجمه شده است و ممکن است برخی از جزئیات اصلی متن انگلیسی را منعکس نکند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *