همه مطالب

20 بزرگترین ویولونیست تمام دوران (بخش اول)

20 بزرگترین ویولونیست تمام دوران (بخش اول)

20 بزرگترین ویولونیست تمام دوران (بخش اول)

20 بزرگترین ویولونیست تمام دوران (بخش اول) ما از 100 نفر از بهترین نوازندگان امروزی خواستیم تا به ما بگویند ویولونیست هایی که بیشتر از همه آنها را الهام گرفته اند. هر کدام سه انتخاب داشتند، با این شرط که باید آنها را روی دیسک یا زنده شنیده باشند. سپس نتایج را به هم زدیم تا 20 تا از بزرگترین ویولونیست های دوران ضبط شده زیر را تولید کنیم.

بزرگترین ویولونیست تمام دوران

01 دیوید اوستراخ

(1908-74) اوکراینی

رویای دیوید اوستراخ برای تبدیل شدن به یک نوازنده ویولن از سن سه سالگی آغاز شد، زمانی که اسباب بازی ویولن به او هدیه داده شد. پدر او، خود نوازنده‌ی آماتور ویولن، او را با آهنگ‌های کلزمر آشنا کرد و این تجربه تجهیزات نورپردازی تئاتر او را به شاگردی تحت نظر پیوتر استولیارسکی، نوازنده گودال اپرای اودسا، هدایت کرد.

استولیارسکی باعث ایجاد عادت در شاگردانش شد که قبل از صبحانه و قبل از خواب، ویولن خود را ببرند و گرم کنند. اویستراخ این عادت را تا آخرین لحظات عمرش حفظ کرد و حتی تکنیک نت‌آمیز خود و کمان بلند لگاتو را که استولیارسکی آموزش داده بود، به عنوان یک استاد ادامه داد.

پس از فارغ‌التحصیلی از کنسرواتوار اودسا در سن 18 سالگی، او به عنوان یک نوازنده ویولن برجسته شناخته شد. او اولین کنسرت ویولن پروکوفیف را تا سه سال پس از اولین اجرای آن در پاریس اجرا کرد و در ادامه با همکاری با نوازندگان برجسته مانند ناتان میلشتاین و الیزاوتا گیلز، شهرت خود را گسترش داد.

اویستراخ به مدت پنج سال زمانی که با استولیارسکی تحصیل می‌کرد، تکنیک نت‌آمیز و لگاتو آواز بدون درز خود را بهبود داد. او در مسابقات مختلف موفقیت‌های زیادی را کسب کرد و در سال 1937 با پیروزی در کنکور یسائه در بروکسل، به عنوان یک نوازنده برجسته ویولن شوروی مشهور شد.

فرمانده‌ای هنری، اوستراخ در نواختن قطعات مختلف از کنسرتوهای شوستاکوویچ گرفته تا موسیقی‌های متنوع شوستاکوویچ و میاسکوفسکی، همیشه با کیفیت لحن پوشیده و بیان قوی آهنگسازی مشهود بود. او با احتیاط دراماتیک به عنوان یک نوازنده شناخته می‌شد که هر نت و عبارت را با دقت اجرا می‌کرد و هرگز در تاریخ‌نویسی افراط نمی‌کرد.

اویستراخ همچنین با همکاری با نوازندگان برجسته دیگری مانند آبرام یامپولسکی، Lev Tseitlin، و پیانیست‌های هاینریش نوهاوس و ولادیمیر سوفرونیتسکی، ارتباطات موسیقیایی عمیقی برقرار کرد. شخصیت متواضع او به راحتی دوستان در میان همکاران موسیقی اش را جلب کرد و او را به یک فرد محبوب و محترم در جوانان موسیقی شوروی 20 بزرگترین ویولونیست تمام دوران تبدیل کرد.

یاشا هیفتز

(1901-87) لیتوانیایی-آمریکایی

در روسیه به دنیا آمد، اولین درس در سه سالگی، اولین در روسیه در هفت سالگی، اولین در آمریکا در سال 1917. این همه چیزی است که باید گفت، واقعاً. این جمله، جمع‌بندی ایست که یاشا هایفتز از زندگی خود ارائه می‌دهد و احتمالاً نشان‌دهنده واقعیت تلاش‌های او برای تبدیل به یکی از بزرگان دوران خود است. او از یک خانواده با تاریخچه موسیقیایی استثنایی به دنیا آمد و از نخستین لحظات، علاقه و استعداد نوازنده‌ی ویولن در او زنده بود.

هایفتز، همچون ناتان میلشتاین، با لئوپولد اوئر، یک معلم موسیقی افسانه‌ای، درس می‌خواند. اما به نظر می‌رسد که این فرآیند یادگیری، بیشتر یک اسمز (ترکیب) از استعداد و تجربیات بوده است تا یک آموزش رسمی.

هایفتز خود اظهار می‌کند: “از من نپرس چگونه این کار را کرد، زیرا من نمی‌دانم چگونه به شما بگویم.” به نظر می‌رسد که راز ویژه‌ای در روش وی برای ارتقاء به مهارت ویولن زنی دارد. او در زندگی بعدی توضیح می‌دهد: “اگر روزی تمرین نکنم، این را می‌دانم. دو روز، منتقدان آن را می‌دانند. سه روز، عموم مردم آن را می‌دانند!” این نشان‌دهنده نگرانی و تعهد به بهبود روزانه او در مسیر حرفه‌ای موسیقی است.

هایفتز اولین حضور آمریکایی خود را در کجا انجام داد؟

هایفتز اولین حضور آمریکایی خود را در سالن کارنگی داشت و این اجرا به شدت تحت تأثیر قرار گرفت. این تأثیر نه تنها به دلیل فنی برجسته نوازندگی هایفتز بلکه به خاطر رویکرد مدرن و کاملاً متفاوت او در نواختن ویولن بود. نواختن او به شکلی کاملاً متمرکز و دقیق بود، با ضربات سریع و بیهوده، دست چپ دقیق و بدون حرکت اضافی.

هایفتز با توانایی ویژه‌ای به وضوح مطلق، با علامت تجاری چهره و اجرای سریع، یک اثر جالب از شخصیت خلسه و شگفت‌آور ایجاد کرد. نواختن او با شدت قابل توجهی همراه بود و او اغلب مدعی بود: “بالا وجود ندارد” و همیشه ارتفاعات بیشتری برای رسیدن وجود دارد.

اگرچه او یکی از نمایندگان برجسته موسیقی باخ و بتهوون بود، هایفتز تمرکز زیادی بر دوره رمانتیک داشت. به نظر او، این دوره از احساسات بیش از حد پر بود و تنها کاری که باید انجام دهید، نواختن نت‌ها بود – به هر حال بیرون می‌آید! او ترجیح می‌داد بتواند احساسات را آزاد کند. این نگرانی‌ها همراه با استدلال‌های طنزآمیز او نسبت به موسیقی معاصر، به وی یکی از برجسته‌ترین ویولونیست‌های تاریخ تبدیل کرد.

فریتز کریسلر

(1875-1962) اتریشی

فریتز کرایسلر در سال 1875 در وین به دنیا آمد و یک ویولونیست بی‌نظیر بود که مانند هیچ کس دیگری نبود. او توانست با صدای خاص وی اصالت سبک رمانتیک وین را به تجسم بکشاند.

در دوره تحصیلی خود در وین و پاریس، او از اساتید بزرگی مانند دلیب و بروکنر، دونت و ماسنه درس می‌خواند. در جوانی، تلاش کرد تا به عنوان یک عضو در ارکستر فیلارمونیک وین باشد اما متوجه شد که توسط رهبر ارکستر، آرنولد روزه، رد شده است. این تجربه ناامیدکننده برای او بود و تقریباً به تحصیل در رشته پزشکی متوسل شد. این اولین بار نبود که فرار از چالش در زندگی حرفه‌ای یا شخصی او رخ داد.

شهرت کرایسلر به عنوان یک نوازنده با کنسرت فیلارمونیک برلین و تورهای آمریکایی در اوایل قرن بیستم استوار شد. خدمت در جنگ جهانی اول و جراحاتی که به دست آورد، بخشی از زندگی او بود. او در سال 1938 از وین به پاریس گریخت و سپس با شروع جنگ جهانی دوم به آمریکا مهاجرت کرد. او سال‌های آخر زندگی‌اش را در نیویورک سپری کرد و در آنجا به یک حادثه فرار خوش شانس پس از سقوط تحت یک کامیون دچار کما شد.

سبک منحصر به فرد کرایسلر از طریق مینیاتورهای ویولن و پیانو که نوشت و اجرا کرد، به ویژه آثاری چون “Liebesleid”، “Liebesfreud” و “Schöne Rosmarin” تجسم یافت. او این اثرها را گاهی به‌عنوان پاستیش‌هایی از آهنگسازان باروک مخفی کرد، در حالی که این اثار به طور واقعی مهمترین اجراهای او بودند.

گرچه ممکن است تصور شود که کرایسلر ویولونیست سالن طاق بوده است، اما این نادرست است. 20 بزرگترین ویولونیست تمام دوران شریک دوتایی پیانوی او در چندین ضبط از سونات‌های بزرگ معروف به‌جز سرگئی راخمانینوف بود و او همچنین ضبط‌های مهمی از کنسرتوهای معروف متعددی از خود ارائه داد. متأسفانه، ضبطی از کنسرتوی ویولن الگار که برای او نوشته شده بود، باقی نماند. او قبل از اجرای این کنسرتو در سال 1910، تغییراتی در آن ایجاد کرد.

یهودی منوهین

(1916-1999) آمریکایی

در لیست بزرگترین ویولونیست‌ها، یهودی منوهین نیز جا دارد. او در نیویورک متولد شد و از پدر و مادر یهودی مهاجر اهل بلاروس بود. منوهین به عنوان یک کودک نابغه شناخته شد و به شهرتی فراوان دست یافت. او به یکی از نادرستانه‌ترین ویولونیست‌ها تبدیل شد، کسی که می‌توان آثار او را به واقعیت نمادین تلقی کرد.

آثار منوهین اغلب نوآورانه بوده و شامل ضبط کنسرتو ویولن الگار زیر رهبری یک آهنگساز در سال 1932 تا نواختن جاز با استفان گراپلی و همکاری با راوی شانکار نیز می‌شد. او چندین نمایش مهم در سراسر جهان اجرا کرد، از جمله اجرای سونات سولو بارتوک و سونات ویولن والتون. یک لحظه حیاتی دیگر زمانی بود که در سال 1945، او و بنجامین بریتن به اردوگاه کار اجباری آزاد شده برگن بلسن سفر کردند و در شرایط تکان‌دهنده‌ای که گفته می‌شود سال‌ها منوهین را تحت تأثیر قرار داده بود، برای بازماندگان و سربازان متفقین نواختن و بازی کردند.

یهودی منوهین به چه کسی تدریس کرد؟

در سال 1962، یهودی منوهین مدرسه یهودی منوهین را با هدف ارائه شهریه سطح بالا برای نوازندگان جوان استثنایی تأسیس کرد. این مدرسه به آموزش برخی از برجسته‌ترین نوازندگان زهی و پیانیست بریتانیا ادامه داد. نایجل کندی، ملوین تان، تاسمین لیتل و آلینا ایبراگیمووا از جمله فارغ‌التحصیلان آن هستند. او همچنین بنیان‌گذار Live Music Now، سازمان پیشگام اطلاع‌رسانی، و مسابقه بین‌المللی Yehudi Menuhin برای نوازندگان جوان ویولن بود. او به طور فزاینده‌ای در بخش بعدی زندگی حرفه‌ای خود به رهبری روی آورد، اما با موفقیت نسبتاً محدودی در انتقادات.

معلمان منوهین شامل چهره‌های برجسته‌ای مانند آدولف بوش و جورج انسکو بودند که او آنها را بت می‌کرد. بازی‌های او در سال‌های اعجوبه‌اش مورد تحسین بی‌وقفه‌ای قرار گرفت – اما پس از جنگ، او شروع به تحلیل و بازنگری در نوازندگی خود کرد. ظاهراً او تصمیم گرفته بود که “30 سال است که من به اشتباه کمان را نگه داشته‌ام”.

با این وجود، بسیاری از شنوندگان احساس کردند که بهترین ضبط‌های او مربوط به دوران جوانی‌اش است، زیرا کمتر مطالعه شده و بیشتر خودجوش به نظر می‌رسند. ویژگی نوازندگی او به طور کلی شیرینی لحن و معنویت غیرعادی فضا بود. یکی از بزرگترین نوازندگان ویولن – و همیشه گوش دادن به او لذت بخش است.

5 ناتان میلشتاین

(1903-92) روسی-آمریکایی

قطعاً یکی از بزرگترین نوازندگان ویولن بود و یکی از کسانی که موسیقی را به عنوان همه چیز در زندگی‌اش می‌پنداشت.

ناتان میلشتاین، که تقریباً به طرز دردناکی خود را به خود خجالت می‌کشید و نسبت به شهرت و ثروت بی‌تفاوت بود، ویولونیستی بی‌نظیر بود که با ویولن زندگی می‌کرد و نفس می‌کشید. این همدم مادام العمر او بود، اما در عین حال یک چیز شگفت‌انگیز بود که او یک عمر را به حل معماها و چالش‌هایش اختصاص داد.

او سرسخت‌ترین کارمند خود بود و از هیچ یک از معلمان روسی خود، از جمله لئوپولد اور افسانه‌ای، اندکی یاد گرفت. اگر ملاقات تصادفی با ولادیمیر هوروویتز پیانیست که با او دوست صمیمی شد، ممکن بود در روسیه بماند. “هوروویتز مرا برای چای دعوت کرد، و من در نهایت سه سال ماندم.”

پس از فتح مادر روسیه، این زوج راهی آمریکای شمالی شدند. هوروویتز با جسارت حیرت‌انگیز صفحه‌کلید خود مانند یک شهاب به مخاطبانش برخورد کرد. میلشتاین بیشتر با پنهان‌کاری به کارها نزدیک می‌شد و شنوندگان خود را به آرامی با تکنیک زیرکانه‌اش به دنیایی از ظرافت‌های خارق‌العاده سوق می‌داد.

اندکی پس از آن، گرگور پیاتیگورسکی، نوازنده شگفت‌انگیز ویولن‌سل، به آن‌ها ملحق شد تا یک تریو پیانوی «میلیون دلاری» تشکیل دهند تا حتی با هایفتز، روبینشتاین و فوئرمن رقابت کنند. پس از جنگ جهانی دوم، میلشتاین لندن را خانه خود کرد. او به بازی در سطح فوق‌العاده‌ای از موفقیت ادامه داد تا اینکه در سن ۸۳ سالگی دچار سقوط بدی شد و مجبور به بازنشستگی شد.

میلشتاین بیش از هر چیز به خاطر درخشش تونال منحصربه‌فردش، که نتیجه یک مکانیسم نواختن تقریباً عالی بود، مورد تحسین قرار گرفت. او صدای ویولن خود را با زدن ضربات کمان غیرمعمول طولانی و با فشار نسبتاً کم به بیرون می‌آورد و با انگشتان دست چپش که بیشتر دقت داشتند تا قدرت، ملایمت کمتری نداشت و در نتیجه صدای خلوص زنگ را به دنبال داشت. ظرافت نوازندگی او در کنسرتوهای گلازونف و سن سانز به همان اندازه اغواکننده بود که در موسیقی باخ و موتسارت بود.

گیدون کرمر

(b.1947) آلمانی/لتونیایی

گیدون کرمر در یک مصاحبه اخیر عقیده زیبایی‌شناختی خود را بیان کرد: «من به تجهیزات نورپردازی تئاتر وابسته هستم که با شما صحبت می‌کند و فقط پیچیدگی شما را دستکاری نمی‌کند. هدف نه تنها گفتن چیزی که قبلاً شنیده نشده است، بلکه گفتن آن با زبان احساسات است.»

شاید بتوان گفت که تفاوت چندانی با بسیاری از ویولونیست‌های اخیر شوروی ندارد. با این حال، چند نفر هم در سونات‌های ویولن بتهوون و هم در کنسرتو ویولن برگ این‌طور در خانه ظاهر می‌شوند و این‌ها را به‌صورت اصطلاحی و در عین حال با فقدان محبت تازه‌ای می‌نوازند؟ اعتبار این امر هم به کرمر، که بی‌تردید یکی از بزرگترین ویولونیست‌های دوران خود یا هر دوره دیگری بود، و هم معلمش دیوید اوستراخ است. لحن آواز استاد او در تمام نوازندگی کرمر مشهود است، و نه فقط در رپرتوار مشترک آنها.

به عنوان برنده مسابقه پاگانینی در سال 1969 و پس از آن برنده مسابقه بین‌المللی چایکوفسکی در سال 1970، توانایی و مهارت کرمر به سادگی قابل تردید نبود. با این حال، کرمر با اصرار بر اجرای هر رپرتوار مورد علاقه‌اش، از جمله موسیقی رسمی شنیتکه، مورد تأیید مقامات شوروی قرار گرفت.

کرمر اجازه داشت تابعیت شوروی خود را حفظ کند. با این حال، او دیگر اجازه اجرا در داخل اتحاد جماهیر شوروی را نداشت. کرمر که عملاً تبعید شد – که خود نیمی آلمانی-یهودی و نیمی لتونی بود – در آلمان مستقر شد. او با معرفی خود به عنوان یک نوازنده بالتیک، گروه Kremerata Baltica را تشکیل داد و از آن به عنوان سکویی برای قهرمانی آهنگسازان معاصر از آن منطقه و امپراتوری شوروی سابق استفاده کرد.

جوزف سیگتی

(1892-1973) مجارستانی

جوزف سیگتی، کودک عجیب و غریبی که در بوداپست آموخت و در کنار معلم بزرگ یانوش هوبای، جلب توجه به خود کرد، یکی از چهره‌های برجسته نسلی از نوازندگان ویولن مجارستانی بود. او با ظرافت فنی، نوازندگی نفوذآور و شخصیت‌های مغناطیسی، ارثی حیاتی را برای آینده ایجاد کرد. در سال ۱۹۳۹ از اروپای دوران جنگ به آمریکا گریخت، اما آخرین سال‌های زندگی خود را از سال ۱۹۶۰ با زندگی و تدریس در سوئیس گذراند.

آموزش‌هایش با آهنگساز فروچیو بوسونی به سیگتی پایه‌های فکری قوی برای نوازندگی را فراهم کرد و دوستی نزدیک او با بلا بارتوک نیز به همان اندازه حیاتی بود که ملاقات ناگهانی‌شان در یک آسایشگاه سوئیسی را رقم زد؛ سیگتی در حال بهبودی از سل بود و بارتوک از ذات‌الریه.

آن دو با هم ضبط قطعاتی از آثار بارتوک برای ویولن و پیانو، به وسیله بنی گودمن در کلارینت، از جمله Contrasts، اجرا کردند. سیگتی طی یک حرفه طولانی، 20 بزرگترین ویولونیست تمام دوران تعداد قابل توجهی از ضبط‌های برجسته را ارائه داد و به طور گسترده‌ای تدریس نمود. او رساله‌ای تأثیرگذار با نام “سیگتی در مورد ویولن” را در سال ۱۹۶۹ منتشر کرد.

ناتان میلشتاین، موسیقیدان بزرگ، سیگتی را به عنوان یک موسیقیدان فوق‌العاده با فرهنگ توصیف کرد و اظهار کرد: “در حالی که انسکو نیروی طبیعت بود، سیگتی، باریک، کوچک، مضطرب، یک تکه چینی زیبا بود.”

منوهین همچنین در مورد تیزبینی و “نابودی” شخصیت سیگتی به عنوان داور، نظر داد. به نظر می‌رسد رویکرد روشنفکرانه و سخت‌گیرانه او، که موسیقی‌دانی بسیار نابکار بود و از افراط در نمایش فضیلت‌آمیز پرهیز می‌کرد، گاهی معاصرانش را متحیر می‌کرد. با گذشت زمان و از بین رفتن مدهای رمانتیسی، تحسین عمومی به سیگتی فزاینده‌تر شد.

ژینت نوو

(1919-49) فرانسوی

مرگ ناگهانی ژینت نوو در یک حادثه هوایی در سن 30 سالگی، دنیای موسیقی را از حضور یک ویولنیست با قدرت و زیبایی لحن خود، محروم کرد. شدت احساسات او باعث شده است که ضبط‌های او از شعر چاسون و کنسرتو ویولن سیبلیوس به عنوان بهترین و محبوب‌ترین آثار در کاتالوگ باشد.

ژینت نوو در پاریس به دنیا آمد و خواهرزاده ارگ‌نواز و آهنگساز Charles-Marie Widor بود. 20 بزرگترین ویولونیست تمام دوران او تحصیلات خود را نزد بهترین اساتید از جمله جورج انسکو، نادیا بولانگر و کارل فلش آغاز کرد. اولین حضور عمومی او در تنها هفت سالگی بود و در 15 سالگی جایزه اول مسابقه Wieniawski را به دست آورد، در حالی که دیوید اوستراخ در جایگاه دوم قرار گرفت.

نوو از آن زمان به بعد تورهای زیادی برگزار کرد، اگرچه کارش با آغاز جنگ جهانی دوم قطع شد. همراه او، برادر پیانیستش ژان پل بود که همراه او در یک تصادف جان باخت. در میان بسیاری از نکات برجسته در یک حرفه قابل توجه اما بسیار کوتاه، او اولین نمایش جهانی سونات ویولن پولنک را به نمایش گذاشت.

ویژگی نوازندگی او در توانایی ترکیب شدت زیاد با لحن دقیق و دقیق بود. صدای او (و ظاهر او نیز به گفته برخی) اغلب تقریباً “مردانه” تصور می‌شد. گفته می‌شد که وقتی جسدش پیدا شد، او هنوز استرادیواریوس خود را در آغوش گرفته بود.

آیزاک استرن

(1920-2001) لهستانی-آمریکایی

ایزاک استرن، یکی از ویولونیست‌های برجستهٔ قرن بیستم، به خاطر بینش‌های کاوشگرانهٔ موسیقایی‌اش همچنان محبوب و احترام‌زده است. وی به‌ویژه در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ با شدت و منحصر به‌فردی در بازی موسیقی شناخته می‌شد.

استرن از لالو و سیبلیوس گرفته تا بروخ و چایکوفسکی، به‌ویژه در همکاری با رهبر ارکستر یوجین اورماندی و «فیلادلفیای افسانه‌ای» او، موسیقی را با نبض برق‌آمیزی زنده کرد. با باز کردن هر قطعه، او با حس کودکانه‌ای از هیبت و شگفتی، روایت زیربنایی آن را با احساس و شور به اشتراک می‌گذاشت.

استرن به‌طور غریزی به سمت شاهکارهای 20 بزرگترین ویولونیست تمام دوران تثبیت شدهٔ سنت موسیقی غربی کشیده شد. از بیش از ۱۰۰ آلبومی که او ضبط کرد، تنها سه یا چهار آلبوم از انواع «نمایش» بودند. او همچنین یک نوازندهٔ مجلسی فداکار بود و در دهه‌های گذشته در کنار لئونارد رز و یوجین ایستومین، یکی از اعضای کوارتت پیانو با Jaime Laredo، Yo-Yo Ma و Emmanuel Ax بود.

مهم‌تر از همه، استرن، که در لهستان به دنیا آمد اما در سنین جوانی به ایالات متحده نقل مکان کرد، ارتباط طبیعی‌ای با هنر خود داشت. او یک بار گفت: “من مسئولیت دارم آنچه را که از معلمانم آموخته‌ام به نسل بعدی منتقل کنم.” “این مرا جوان نگه می‌دارد و به من یادآوری می‌کند که از کجا آمده‌ام.”

Itzhak Perlman

(b.1945) اسرائیلی-آمریکایی

هیچ هنرپیشه‌ای در تاریخ نتوانسته است نواختن ویولن را به اندازه ایتزاک پرلمن بی‌اعتنا کند. زمانی که این نوجوان ۱۳ ساله، مبتلا به فلج اطفال، با نواختن فینال کنسرتو مینور مندلسون در کاروان ستارگان اد سالیوان، حضور شجاعانه خود را در تلویزیون آمریکا به نمایش گذاشت، ملزومات نوازندگی بالغ او از پیش وجود داشت – سبک تقریباً بی‌خیال رکوع، دست چپ بزرگی که تقریباً بدون نیاز به تغییر موقعیت، بی‌دردسر با ویولن مذاکره می‌کرد، و صدایی مجلل از جذابیت آهنگ‌های فریبنده و حضور شادی‌بخش صحنه که گرما و اشتیاق را می‌تابید.

پرلمن، که به همان اندازه راحت در مقابل دوربین فیلمبرداری به عنوان میکروفون استودیو بود، یکی از گروه استثنایی نوازندگان جوان در سطح جهانی – از جمله دانیل بارنبویم، ولادیمیر اشکنازی، ژاکلین دو پره و یکی دیگر از بزرگترین ویولونیست‌های ما، پینچاس زوکرمن – بود که در دهه ۱۹۶۰ به عنوان استادان کاملاً حرفه‌ای خود معروف شدند.

همان‌طور که در نواختن جی اس باخ، موتزارت و بتهوون در هنگام اوج گرفتن با چایکوفسکی، برامس و الگار، پرلمن نیز در هر زمان و با هر قطعه، توانایی بی‌نظیری در ساختن تجهیزات نورپردازی تئاتر آهنگسازی به اثبات می‌گذاشت. وقتی از رپرتوار نوازنده موسیقی و کنسرتوهایی چون خاچاتوریان، کاستلنووو-تدسکو، کورنگولد، وینیاوسکی و گلدمارک صحبت می‌شود، او به عنوان یکی از بهترین‌ها در کلاس خودش آشکار می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *